هدیه
هرسال که میگذره به امید سالهای بعد جشن میگیریم
وسال رابه پایان میرسانیم برنامه میچینیم و خیالبافی
اما دریغ از یه روز شاد و تمام خیالبافیمون مثل حباب میترکه
مندیدم اینطوری نمیشه و روزایی که میتونست بهتر باشه
راازدست میدم با خودم یه تصمیمی گرفتم .
مهمترین تصمیم زندگیم . ازتنهایی دراومدن اما به طریقی دیگز.
ب.
اخرای قرن دوم بود که تمام انرژیمو جمع کردم و یه فرشته
خوشگل اوردم والان از امدنش به منزلمون بینهایت خوشحالم
یه خرگوش ناز و مامانی . وقتی دیدم ازعهدش برمبام
خیلی خوشحال شدم همش میترسیدم پیش منه بمیره
اما بزرگ شد ودل منو با اومدنش شاد کرد .حرف نمیزنه اما تنها دارایی و مونسم اینه .
خدایا ممنونم ازت که کمکم کردی فرشته کوچولوت سلامت بمونه . این هدیه من به خودم بود بهترین هدیه بعد ازکتاب
(۱۴۰۰ دیماه )
برچسب:
نویسنده: هلیا حسینپور